حمله حیدری ヘイダルの攻撃

خرید بک لینک
دلیران میدان گشوده نظر که بر کینه اول که بندد کمر
که ناگاه عمرو آن سپهر نبرد برانگیخت ابرش برافشاند گرد
چو آن آهنین کوه آمد به دشت

همه رزمگه کوه فولاد گشت

بیامد به دشت و نفس کرد راست پس آنگاه باستاد همرزم خواست
حبیب خدای جهان آفرین

نگه کرد بر روی مردان دین

همه برده سر در گریبان فرو نشد هیچکس را هوس، رزم او
به جز بازوی دین و شیر خدا که شد طالب رزم آن اژدها
بر مصطفی به هر رخصت دوید از او خواست دستوری اما ندید
به سوی هژیر ژیان کرد رو به پیشش برآمد شه جنگجو
دویدند از کین دل سوی هم در صلح بستند به روی هم
فلک باخت از سهم آن جنگ رنگ بود سهمگین جنگ شیر و پلنگ
نخست آن سیه روز و برگشته بخت برافراخت بازو چو شاخ درخت
سپر برسرآورد شیر اله

علم کرد شمشیر آن اژدها

بیفشرد چون کوه پابر زمین

بخایید دندان به دندان کین

چو ننمود رخ شاهد آرزو به هم حمله کردند باز از دو سو
نهادند آوردگاهی چنان

که کم دیده باشد زمین و زمان

ز بس گرد از آن رزمگه بردمید تن هر دو شد از نظر ناپدید
زره لخت لخت و قبا چاک چاک سر و روی مردان پر از گرد و خاک
چنین آن دو ماهر در آداب ضرب زهم رد نمودند هفتاد حرب
شجاع غضنفر وصی نبی نهنگ یم قدرت حق، علی
چنان دید بر روی دشمن ز خشم که شد ساخته کارش از زهر چشم
برافراخت پس دست خیبر گشا

پی سر بریدن بیفشرد پا

به نام خدای جهان آفرین

بینداخت شمشیر را شاه دین

چو شیر خدا راند بر خصم، تیغ به سر کوفت شیطان دو دست دریغ
پرید از رخ کفر در هند رنگ

تپیدند بت خانهها در فرنگ

غضنفر بزد تیغ بر گردنش

درآورد از پای، بی سر تنش

دم تیغ بر گردنش چون رسید سر عمرو صد گام از تن پرید
چو غلتید در خاک آن ژنده فیل

بزد بوسه بر دست او جبرئیل

باذل مشهدی
مترجم : آتسوشی ناکانه

u3000西暦627年、預言者ムハンマド率いるマディーナ軍と不信仰者たちのメッカ軍との間で戦争が勃発する。(ハンダクの戦い、塹壕の戦い)u3000マディーナ側は街の周囲に塹壕を築き、メッカ軍の攻撃に備えた。これが功を奏し、メッカ軍はマディーナを前に手をこまねく。そんな中、メッカ軍の武将アムルーが塹壕の狭くなった部分からマディーナの要塞の中へ飛び込む。これにより、アムルーとムハンマドの後継者アリーとの一騎打ちが始まる。

誰が最初に戦の覚悟を決めるかと 戦場の猛者たちは眼を見開き窺っていた
馬を立たせ、土埃を舞い上がらせた すると突如、戦の空のごときアムルーが
戦場は一面、鋼の山と化した 鉄の山のごとく荒野に現れると
その場に立ち、一戦を構える相手を呼んだ 荒野に着き息を整え
信仰を共にする男たちの面々を眺めると この世を創造されし神の友が
彼との戦を買って出る者はいなかった みな恐れ泣きながら顔を伏せ
その龍との決戦に名乗り出た ただ一人、信仰の腕っぷし、神の獅子*1が
命を下すよう請うも叶わず 選ばれし者*2の許しを求め駆け寄り
百戦錬磨の王者*1もそのもとに現れた 麗しい顔のもとに敵意をむき出しにやってきた*3
和解の扉は閉じられた 双方、敵を討たんと駆け寄った
獅子と豹の戦いは恐ろしい 空はこの戦に怖気立って色を失い
木の枝のように腕を振り上げ まず、呪われし世と悪運*4が
龍*4は剣を突き上げた 神の獅子が盾を頭上にかざせば
怒りに震え歯を食いしばっていた 山のごとく地を踏みしめて立ち
双方ふたたび攻め合った 待ち望む恋人がその麗しい顔を見せることはなく*5
この世でも稀に見る場所になった 二人によって戦場は
二人の姿は見えなくなった 決戦場からは凄まじい土埃が舞い上がり
二人の頭や顔は埃だらけ 鎧はバラバラ、長衣は穴だらけ
互いに七十もの技から身をかわした 斯くのごとき豪傑二人は果し合いで
神の力という海に棲む鯨、アリー 勇猛な獅子は預言者の後継ぎ
その怒りの眼で事は動いた 怒って敵の顔を見る
首を獲らんと地を踏みしめた ハイバルの征服者*6は手を掲げ
信仰の王は剣を振り下ろした この世を創造されし神の名において
悪魔は両手で頭をたたき嘆き喚いた 神の獅子が敵に刃を見舞うと
西の偶像拝殿は打ち震える インドの不信仰者も顔面蒼白
彼の首なし体は崩れ落ちた 獅子は敵の首に刃を振り落とし
彼の頭は百歩先まで吹き飛んだ 刃の先がアムルーの首に至った時
ジブラーイールはアリーの手に口づけをした その巨象が地に反り返るように落ちると

*1 イマーム・アリーのこと
*2 預言者ムハンマドのこと
*3 麗しい顔をしたアリーのもとにアムルーがやってきた
*4 アムルーのこと
*5 待ち望む結果(相手の降伏)が得られず
*6 イマーム・アリーの愛称のひとつ。このハンダクの戦いを経た西暦628年、マディーナとメッカの間で和平が結ばれる。しかし、ハンダクの戦いでメッカ側に協力した一部のユダヤ人部族は、マディーナを率いる預言者ムハンマドへの復讐の機会を窺っていた。これにより、ユダヤ人部族とマディーナの間で戦争が勃発し、アリーの活躍で、ユダヤ人が住んでいた街ハイバルは制圧される。この逸話からつけられた愛称。

バーゼル・マシュハディー
訳:中根u3000敦

ارمغان پارس ...

ما را در سایت ارمغان پارس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 22:12

صفحه بندی