دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بیفایده کردند؛ یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد.
علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست، نادانی
* * *
یکی را گفت: «عالم بی عمل به چه ماند؟» گفت: «به زنبور بی عسل.»
* * *
لقمان را گفت: «ادب از که آموختی؟» گفت: «از بیادبان؛ هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از آن پرهیز کردم.»
* * *
مشک آن است که خود ببوید؛ نه آنکه عطار بگوید.
از گلستان سعدی
جامعة المصطفی العالمیة مرکز آموزش زبان و معارف اسلامی
کتاب «آموزش فارسی به فارسی کتاب پنجم»
صفحه 58
مترجم : رضا ناکانه
無意味な苦労と無駄な努力をした二人の者。一人は蓄財ばかりで使わなかった者、もう一人は学を積んでも実践しなかった者。
お前がどれだけ学を積もうともu3000u3000u3000行いがないゆえ愚か者
* * *
ある者が言った。「行いが伴わない知恵者は何のごとく?」u3000答えて曰く「蜜を出さない蜂のごとし。」
* * *
ある知者が言った。「礼儀を誰から学んだか?」u3000答えて曰く「無礼者から。その振る舞いで醜いと思ったものは、避けるようにした。」
* * *
麝香とは自ら香りを放つもの。香水売りが言うまでもないもの。
サァディー『ゴレスターン』より
アルムスタファー国際大学u3000言語・イスラーム知識教育センター
教科書『ペルシア語によるペルシア語教育u3000第5巻』より
58ページ
訳:レザー中根
ارمغان پارس ...
ما را در سایت ارمغان پارس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:07