حکیمی را پرسیدند: «چندین درخت نامور که خدای عز و جل آفریدهاست و برومند، هیچ یک را آزاد نخواندهاند؛ مگر سرو را که ثمرهای ندارد. این چه حکمت است؟»
گفت: «هر درختی را ثمره معین است که به وقتی معلوم، به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت آزادگان.»
| به آنچه می گذرد دل منه که دجله بسی | | پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد |
| گرت ز دست بر آید، چو نخل باش کریم | | ورت ز دست نیاید، چو سرو باش آزاد |
گلستان، سعدی
مترجم : آتسوشی ناکانه

u3000賢者に問い尋ねた。「偉大なる神が創り給うた木々、名のあるそして実をつけるもののうち、凛としたものはひとつとてない。実をつけぬ糸杉を除いて。これはいかなる知悉か?」
u3000賢者は答えた。「実をつける木はどれもそれがなる時は生き生きとし、それがない時は枯れ果てる。しかし糸杉にはこのようなことはない。常に生き生きとしている。これこそが凛としているということなのだ。」
| カリフたちが行き交いし後もバグダードで流れ続ける | | 過ぎ行くものに執着することなかれu3000チグリスの大河は |
| もし何も実がなければ糸杉のように凛とあれ | | もしお前に果実がなればナツメヤシのように恵み深くあれ |
サァディー『ゴレスターン』
訳:中根u3000敦
ارمغان پارس ...
ما را در سایت ارمغان پارس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 188 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 8:43