روحالله قسمت دوم ルーホッラー(神の魂)その2

خرید بک لینک
امام خمینی پس از ورود پیروزمندانهاش به ایران مستقیم از فرودگاه به «بهشت زهرا» رفتند و در کنار مزار شهدای انقلاب یکی از شورانگیزترین سخنرانیهای تاریخی خود را ایراد کردند و فرمودند که برای ادارهی کشور به زودی دولت تعیین خواهند کرد. پس از چند روز افسران و درجهداران نیروی هوایی با لباسهای نظامی به حضور امام رسیدند و با ایشان بیعت کردند؛ این بیعت ضربهی بزرگی بر حکومت شاه بود. «بختیاری» که در آخرین نفسهای نظام شاهنشاهی از طرف آمریکایی در صدد اجرای یک کودتای خونین بر آمد. آنها حکومت نظامی اعلام کردند تا با دستگیری و به شهادت رساندن امام و یاران اصلی او، صدای انقلاب اسلامی را برای همیشه خاموش کنند.

با هوشیاری امام و به دستور ایشان، مردم به خیابانها ریختند و با ارادهای استوار به طرف مراکز دولتی و نظامی هجوم بردند و آنها را یکی پس از دیگری تصرف کردند؛ سرانجام با طلوع خورشید ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ آخرین پایگاهها و بقایای نظام شاهنشاهی هم به دست مردم افتاد. هنوز روز به نیمه نرسیده بود که ناگهان این جمله از رادیو شنیده شد، «... این صدا، صدای انقلاب است...» انقلاب در میان بهت ناباوران پیروز شده بود!

اما دشمن هنوز کاملاً از پای در نیامده بود و با کمک مزدوران خود، در گوشه و کنار مملکت، دست به خرابکاری می زد. جهاد خواران، خصوصاً آمریکا که منافع نامشروع خود را از دست رفته می دیدند، برای به زانو در آوردن انقلاب نوپای مردم ایران به تکاپو افتادند و به انواع حیلهها دست زدند. آنها علاوه بر سیل عظیم تبلیغات منفی علیه انقلاب، به عملیات نظامی در «صحرای طبس» متوسل شدند و قصد داشتند محل سکونت امام و دیگرر شخصیتهای انقلابی را بمباران کنند. در حالی که پیروان مکتب توحید از هر توطئهای بیخبر بودند، خداوند متعال لشکر «شیطان بزرگ» را گرفتار طوفان شن کرد و آنها با به جا گذاشتن تعدادی کشته، با رسوایی تمام از صحرای طبس به سرعت گریختند. جهان خواران پس از این شکست ذلتبار با حمایت همه جانبه از صدام جنایتکار، جنگ هشتساله را برای براندازی جمهوری اسلامی به راه انداختند؛ جنگی که در آن، از انواع سلاحها، حتی سلاحهای شیمیایی و میکروبی، استفاده کردند؛ ولی امام در این مدت، جنگ را به بهترین صورت رهبری کرد؛ به گونهای که پس از هشت سال دفاع مظلومانهی ملت ایران، سرانجام سازمان ملل مجبور شد، صدام را آغازگر جنگ معرفی کند و اعلام کند که این جنگ بر ایران تحمیل شده است.

روزها و هفتهها سپری شد تا جای خود را به خرداد داد. ناگهان خبری در کشور پیچید، خبری تلخ و نگران کننده؛ خبر دادند که امام به علت بیماری قلبی در بیمارستان بستری شده است.

دستها به سوی آسمان بلند شد و اشک در چشمها حلقه زد، نگرانی در چهرهها موج می زد. حزن و اندوه همه جا را فرا گرفته بود، دیگر کسی نمی خندید، قلبها بی قرار بود...

اما او آرام روی تخت بیمارستان خوابیده بود؛ در حالی که لحظهای از نماز و یاد خدای خویش غافل نبود و برای وصال دوست، لحظه شماری می کرد. او آمادهی سفر بود. خودش نوشته بود: «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا، از خدمت خواهران و برادران، مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم.»

صبح روز چهاردهم خرداد سال ۱۳۶۸ گویندهی رادیو با صدایی آکنده از بغض و اندوه، سفر ابدی امام را به اطلاع مردم رساند. ناگهان صدای گریه از سرزمین ایران به آسمان برخاست. امام، شبانه بار سفر ابدی را بست و روح بلندش به ملکوت اعلا پیوست.

سیل انسانهای سیاهپوش، از گوشه گوشهی ایران با کوله باری از اشک و غم، برای مشایعت رهبر و مرادشان راهی تهران شدند؛ نه تنها تهران، بلکه هیچ شهر بزرگ دیگر در جهان، تشییع جنازهای به عظمت تشییع پیکر پاک امام خمینی را به یاد ندارد. روز خداحافظی مردم از امام، بسیار با شکوهتر از روزی بود که یازده سال پیش از آن، به پیشوازس رفته بودند. میلیونها نفر سه شبانه روز با رهبر و مولایشان در مصلای تهران وداع کردند و در ناباوری نمام، با قلبی لبریز از غم و اندوه، پیکر مطهر امام را در نزدیکی «بهشت زهرا» به خاک سپردند.

سلام بر او، روزی که متولد شد.

سلام بر او، روزهایی که هدایت و رهبری انقلاب اسلامی را بر عهده داشت

و سلام بر او، روزی که دیده از جهان فروبست.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

جامعة المصطفی العالمیة مرکز آموزش زبان و معارف اسلامی
کتاب «آموزش فارسی به فارسی کتاب ششم»
صفحه 124 - 127
مترجم : آتسوشی ناکانه

تخت بستری امام خمینی در بیمارستان جماران تهران

イマーム・ホメイニーが臥していたベッド(テヘラン・ジャマーラーン病院)

u3000イマーム・ホメイニーはイランへ凱旋の後、空港から真っ先にベヘシュテ・ザフラー墓地へ向かい、革命殉教者たちの墓の傍らで、彼の人生の中でも最も感情を揺さぶる演説を行った。そして、国の統治のため速やかに政府が設立されるであろうと述べた。数日後、空軍の士官・将校たちが制服を着てイマームのもとを訪れ、彼に忠誠を誓った。この忠誠はシャー支配にとって大きな打撃となった。シャー体制末期にアメリカの手により首相となっていたバフティヤールはこの事態を受けて、アメリカのハイザー将軍の指導により流血クーデーターの実施を決意した。彼らは軍事政権の樹立を宣言し、イマームと彼の支援者中枢を拘束し殉教させることで、イスラーム革命の声を永遠に消し去ろうとした。

u3000イマームの覚醒と彼の命令により、人々は通りに押し寄せ、屈強な意志でもって政府や軍の中心地に突入していった。そしてそれらを一つまた一つと制圧していった。ついに1357年バフマン月22日(1979年2月11日)の日の出に、シャー体制の最後の拠点が人々の手に落ちた。そして、その日の昼にならない内にラジオから突如この一節が聞こえてきた。「…この声は、革命の声である…」u3000人々が驚きで信じられずにいる中、革命は勝利していたのだ!

u3000しかし敵はまだ完全には敗北していなかった。彼らの手先たちにより国のあちこちで反乱が起こされた。帝国主義者たち特にアメリカは、自分たちの違法な特権を手放しつつあるのを目の当たりにし、イラン国民の立ち上がって間もない革命を頓挫させるために奔走し、だまし討ちに手を伸ばした。彼らは反革命の宣伝を氾濫させるだけでなく、タバス砂漠における軍事作戦を企て、イマームやその他革命派の人物の居住地を爆撃しようとした。唯一の神の教えに従う者たちは、この悪意に気づいていなかったが、至高の神は大悪魔の軍隊を砂嵐に巻き込んだ。彼らは死んだ者たちを置き去りにして、面子は皆目つぶれてタバス砂漠から一目散に敗走した。

u3000帝国主義者たちはこの成果のない敗北の後、罪人サッダームをあらゆる面で支援することでイスラーム共和国を瓦解させるため、8年間に及ぶ戦争を仕掛けた。それは化学兵器や細菌兵器さえも使用された戦争であった。しかしイマームはこの間、戦争を最良の形で指揮した。それによりイラン国民の苦難に満ちた8年間の防衛の後、ついに国連がサッダームを開戦者として認定し、この戦争がイランにとって強いられたものであったと発表するまでになった。

u3000幾日も幾週も過ぎ、ホルダード月(西暦5月下旬~6月下旬)が訪れた。何の前触れもなく、ある知らせが国中を駆け巡った。つらく不安な知らせであった。イマームが心臓病により入院したというのだ。人々は両手を空にかかげ、涙が眼のふちを伝い、不安の表情に覆われた。どこを行っても悲しく暗澹とした空気に覆われ、もはや誰も笑うことはなく、心は不穏だった...

u3000しかし彼は穏やかに病院のベッドの上で眠っていた。礼拝や神への祈念の時間は決して忘れることはなく、神のもとへ行く時を指折り数えていた。旅の用意ができていた。彼はこう記している:「穏やかな心と確信、幸福に満ちた精神と神の慈愛への希望にあふれた内面を手に携え、兄弟姉妹たちへの奉仕から暇し、永遠なる場所に向けて旅に出る。」

u30001368年ホルダード月14日(西暦1989年6月4日)の朝、ラジオのアナウンサーは悲哀に満ちた声でイマームの永遠の旅立ちを人々に伝えた。思いがけずイランの大地から泣き声が大空にこだました。イマームは夜、永遠の旅立ちへの荷物をまとめ、その気高い魂を高貴な天使たちに委ねた。

u3000イランの津々浦々から喪服に身を包んだ人々の波が、涙と悲しみを旅の荷として、彼らの指導者に付き添おうとテヘランへ向かった。テヘランのみならず、世界中のどの大都市も、イマーム・ホメイニーの聖体埋葬ほど大規模な葬儀を知る場所はない。人々がイマームに別れを告げた日は、11年前に彼を迎えに行った日よりもはるかに壮大なものだった。何百万もの人々が三日三晩テヘランのモサッラーで彼へ別れを告げ、信じがたい気持ちの中で、悲しみに満ちた心で、イマームの聖体をベヘシュテ・ザフラー墓地の近くに埋葬した。

u3000彼に平安あれ、生を受けた日に
u3000彼に平安あれ、イスラーム革命指導の責を負った日々に
u3000彼に平安あれ、この世から旅立った日に

彼の魂が幸福であるように、彼の道が追従者で溢れるように

アルムスタファー国際大学u3000言語・イスラーム知識教育センター
『ペルシア語によるペルシア語教育u3000第6巻』
124 - 127ページ
訳:中根u3000敦

ارمغان پارس ...

ما را در سایت ارمغان پارس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 150 تاريخ: جمعه 16 آذر 1397 ساعت: 8:43

صفحه بندی