ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم 夜になり昼が来ても我々は眠りこけていた

خرید بک لینک
خرما نتوان خوردن از این خار که کشتیم دیبا نتوان کردن از این پشم که رشتیم
بر لوح معاصی خط عذری نکشیدیم پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم
ما کشتهٔ نفسیم و چه فریاد که ناگاه فریاد بر آید که چرا نفس نکشتیم!
افسوس بر آن عمر گرانمایه که بگذشت ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم
پیری و جوانی چون شب و روز بر آمد ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم
چون مرغ بر آن کنگره تا چند توان بود؟ یک روز نگه کن که برین کنگره خشتیم
واماندگی اندر پس دیوار طبیعت حیف است دریغا که در صلح بهشتیم
گر خواجه شفاعت نکند روز قیامت شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم
باشد که عنایت برسد ورنه مپندار با این عمل دوزخیان اهل بهشتیم
سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان یک خوشه ببخشند که ما تخم نکشتیم
از غزلیات سعدی
مترجم : آتسوشی ناکانه

羊毛を織っても絹布はできないu3000棘のある草木を植えたところにナツメヤシは実らない
悪行の傍らで善行は何一つ書き残さなかった 悪事だらけの碑に詫びの一文ひとつ刻まなかった
なぜ己を克服できなかったのかと 欲の赴くままに生きてきては、嘆いても時すでに遅し
我々は過ちを捨てきれなかった 悲しいかな、貴重な歳月が過ぎても
夜になり昼が来ても我々は眠りこけていた 老いと若さは夜と昼のように過ぎ去った
いつかは、土になった我々からそのレンガが作られるのだ 鳥のようにいつまで城壁の上にとどまっていられるだろう
あまりに惜しいu3000哀れにも平安への扉を手放してしまった 俗世の壁の内にとどまっているのは
化粧師を恨むのは筋違いu3000もとから醜いのは我々なのだから もし終末の日に預言者が助けてくださらなくても
このような地獄行きの行いで天国に行けるなどとは u3000u3000ひょっとしたら神のお情けがあるかもしれないu3000もしなければゆめゆめ考えてはならない
穂ひとつ与えられることがあるかね?u3000種をまきもせずに サァディーよ、恵み豊かな穀物から

サァディーのガザル詩より
訳:中根u3000敦

ارمغان پارس ...

ما را در سایت ارمغان پارس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 9:20

صفحه بندی