آزادگی 凛として

خرید بک لینک
خارکش پیری با دلق درشت پشتهای خار همی برد به پشت
لنگ لنگان قدمی بر می داشت هر قدم دانه شکری می کاشت
کای فرازنده این چرخ بلند و ای نوازنده دلهای نژند
کنم از جیب نظر تا دامن چه عزیزی که نکردی با من
در دولت به رخم بگشادی تاج عزت به سرم بنهادی
حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سفتن
نوجوانی به جوانی مغرور رخش پندار همی راند ز دور
آمد آن شکرگزاریش به گوش گفت کای پیر خرف گشته، خموش
خار بر پشت، زنی زین سان گام دولتت چیست؟ عزیزیت کدام؟
عزت از خواری نشناختهای عمر در خار کشی باختهای
پیر گفتا که چه عزت زین به که نیم بر در تو بالین نه
کای فلان چاشت بده یا شامم نان و آبی که خورم و آشامم
شکر گویم که مرا خوار نساخت به خسی چون تو گرفتار نساخت
به ره حرص شتابنده نکرد بر در شاه و گدا بنده نکرد
داد با این همه افتادگیام عز آزادی و آزادگیام

جامی
مترجم : آتسوشی ناکانه

棘枝の束を背負って運んでいた とある棘枝運びの老人が大きな粗衣に身を包み

歩むごとに感謝の種をまいていた

u3000足元おぼつかずに歩みを進めていた
ああ、嘆く心たちの歌い手よ ああ、この世を広げし者よ
私によくしてくれなかったことなどあろうか この身の置かれた様を見れば
高貴の冠を私の頭に載せてくれた 安寧の扉を私の面前で開けてくれた
あなたの恵みへの感謝を口にすることも あなたを讃えることは私の身に余る
意気がるや馬よろしく駆け寄った ある若者が若さゆえの思い上がりで
愚かしい年寄りめが、黙れと言った その老人の感謝を耳にするや
あんたの安寧とは何だu3000高貴とやらはどれだ 棘枝を背負ってこんな様で歩いて
棘枝を運んでいる内に老いぼれてしまった 惨めさを高貴だと勘違いし
お前の世話にならずに済むことが 老人は言ってやったu3000一体何がこれより高貴か
ナンと水を飲み食いさせてくれなどと やれ昼飯をくれ、夕飯をくれ
お前のような取るに足らぬ者にすがらずに済んだ ありがたや、私を惨めにされなかった
私を王様にも物乞いにもさせなかった 強欲の道へ私を走らすことがなかった
自立し凛とすることの高貴さを与えてくれた このありったけのみすぼらしさでも

ジャーミー
訳:中根u3000敦

ارمغان پارس ...

ما را در سایت ارمغان پارس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: شنبه 19 مرداد 1398 ساعت: 21:08

صفحه بندی